تبليغاتX
دل نوشته ها
شاعر ني ام و شعر ندانم كه چه باشد/ من مرثيه خوان ِ دل ِ ديوانه ء خويشم

- اهلي كردن يعني چه؟

-چيزي است كه پاك فراموش شده.معني اش ايجاد علاقه كردن است.

- ايجاد علاقه؟!

- معلوم است .تو الان واسه ي من يك پسر بچه اي مثل هزار پسر بچه ي ديگر و منم روباهي مثل صد هزار روباه ديگر.نه من هيچ احتياجي به تو دارم نه تو به من.اما اگر منو اهلي كنی دوتامان به هم احتياج پيدا ميكنيم.تو براي من ميان همه ي عالم يگانه مي شوي من براي تو.آدم فقط از چيزهايي كه اهلي ميكند، مي تواندسر در آورد.آدم ها ديگر براي سر در آوردن از چيزها وقت ندارند.همه چيز را همين جور حاضر و آماده از دكان ها ميخرند.اما چون دكاني نيست كه دوست معامله كند ،آدم ها مانده اند بي دوست.تو اگر دوست مي خواي، خب منو اهلي كن.

شهريار كوچولو با خود انديشيد:در اختركم گلي هست كه گمانم مرا اهلي كرده باشد...

فرداي آن روز شهريار كوچولو آمد پيش روباه. روباه گفت:

كاش سر همان ساعت ديروز آمده بودي مثلا سر ساعت چهار.اونوقت من از ساعت سه قند تو دلم آب مي شه و هر چه ساعت جلو تر برود بيش تر احساس شادي و خوشبختي ميكنم.آن وقت است كه قدر خوشبختي را ميفهمم.هر چيز رسم و رسومي  دارد.

به اين ترتيب شهريار ،روباه را اهلي كرد.لحظه ي جدايي نزديك شد.روباه گفت:

- آخ نمي تونم جلوي اشكم را بگيرم.

- تقصير خودت است.من كه بدت را نمي خواستم.خودت خواستي كه اهليت كنم.

- همين طور است

-آخر اشكت دارد سرازير ميشود؟

- همين طور است

-پس اين ماجرا چه فايده اي به حال توداشت؟

-چرا؟براي خاطر رنگ گندم كه هم رنگ موهاي توست.رازي با تو مي گويم كه خيلي ساده است:جز با چشم دل هيچي را چنان كه بايد، نمي شود ديد.نهاد و گوهر را چشم سر نمي بيند. ارزش گل تو به قدر عمري است كه به پاش صرف كرده اي.تو تا زنده اي نسبت به آني كه اهلي كرده اي مسئولي .

به گمانم او هم مرااهلي كرده.... .. جای کوچکی خواسته برای پنهان کردنش. او نمیداند مکانی بزرگ و بی انتها تصرف کرده به اندازه ی ....؟؟

                                                       یک قلب تپنده و گرم


+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 16:31  توسط مهراوه  |