
آسمان كم كم چادر سياه خود را بر سر مي كند، موهايش را با سنجاق هاي كوچك نقره اي مي آرايد و خود را براي ديدار ِ ماه آماده ميكند. عكس آسمان را در حوضچه ي كوچك خانه مان مي بينم و همان طوركه به آن خيره شده ام ،صداي جيرجيرك ها دلم را آرام مي كند. نسيم چهره ام را نوازش مي دهد و درختان دست هاي خود را به آرامي تكان مي دهند.
تا سپيده كنار ِ شب مي نشينم و با او تك تك آرزوهايم را مي گويم..احساس ميكنم با من سخن مي گويد و تنها صدايي كه مي شنوم صداي دل نواز ِ سكوت است.
در قلبم احساس خوبي دارم. احساس ميكنم چيزي هم زيبا تر از شب،زيباتر از سنجاق هاي نقره اي اش و حتي زيبا تر از دستان ِ رو به آسمان درختان وجود دارد. چشمانم را ميبندم.چند لحظه بعد وجود او را احساس ميكنم. كسي كه از همه دانا تر است. سرم را رو به آسمان بلند ميكنم و تمام وجودم را در حنجره ي كوچكم جمع ميكنم . سكوت را مي شكنم و با تمام وجود فرياد ميزنم : " خداياااااااا دوستت دارم"
بي انتظار
لبريزم از بهانه ي "نبودن"
خسته ام....
خسته ام....
خسته ام....
خسته ام....
.........
........
.........
يادگاريست از آنان كه دوستشان داريم
بهانه ايست كه شيريني دوستي مان را به خاطر آوريم
پس دلتنگ مي مانم...
و همان وقت چند خيابون اون ور تر من.....
ديدن دختران ِ جوان تكواندو كار (شايد هم جودو كار كه فرق اين دو ورزش رو نيمدونم!) كه با لباس ورزشي به درخت لگد ميزدند و هي تو هوا لگد پراني ميكردند...
ديدن پير زني فرتوت كه دوچرخه اي كوچك كرايه كرده بود و با احتياط دوچرخه سواري ميكرد اما گويا در اون فضاي بسته هم جرات در آوردن مانتو و روسري رو نداشت....
ديدن دختر بچه اي نقلي و فنقلي كه روسري بزرگ ،قده چادر شب به سر كرده بود و سفت گره زده بود....
باز نداشته هامو ديدم. باز دلم گرفت...
-یه روز خوب روزیه که پنج دقیقه قبل از اینکه ساعتت زنگ بزنه خودت سر حال از خواب بیدار بشی
- يه روز خوب روزيه ، اولين صدايي كه بشنوي صداي بارش باران و برخوردش با شيشه ي پنجره باشه
-يه روز خوب روزيه ، همين كه موبايلت رو روشن كردي تكستي پر محبت از دوستي عزيز برات برسه
-یه روز خوب روزیه ، صبح کله سحر پیچ رادیوی ماشین رو که باز میکنی آهنگ مورد علاقه ات رو بشنوی
-یه روز خوب روزیه ، در آخرین ثانیه بتوني چراغ قرمز چهار را رو رد كني
- روز خوب روزيه، درست جلوي در محل كارت يه جاي پارك پيدا كني
- يه روز خوب روزيه ، بلند گو و ميكروفن مدرسه برات ادا در نياره و بتوني بي دردسر مراسم صبحگاه رو اجرا كني
- يه روز خوب روزيه ، ارسلان با اون دهن گشاد و قيافه ي مخوف غايب باشه!!
- يه روز خوب روزيه ، مرتضي دست و سر ِ بچه اي رو له نكنه و مجبور نشي سرش جيغ بكشي!
- يه روز خوب روزيه ، مدير ديوانه ات درگير كارهاي شخصي اش باشه و هي باهات حرف نزنه!
- يه روز خوب روزيه ، وقتي از سر كار برگشتي مجبور نشي باز براي انجام كاري از خونه بيرون بري
-يه روز خوب روزيه ، بعد از ناهار بتوني كنار عزيزت خوابي بي دغدغه كني!
- يه روز خوب ، روزيه بي مزاحمت افكار مزاحم، كتاب مورد علاقه ات رو بخوني
- يه روز خوب روزيه، متوجه غروب خورشيد نشي
- يه روز خوب روزيه ،......
"دل من كه به اندازه ي يك عشق است، به بهانه هاي ساده ي خوشبختي خود مينگرد..."