آنگاه كه بي دريغ بودم در مهرورزي
آنگاه كه جدايت نميدانستم از خويشتن
در خيالم نبود ،نبودنت را
بايد مرثيه اي بسرايم
در سوگ ِ عاطفه
از خود تهي شده ام!
خسته ام...
خسته از تزوير
خسته از سخن گفتن...
تنها سكوت است كه
_دروغ نميگويد!
RSS